ته دیگ سیب زمینی

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت ته دیگ سیب زمینی


"خاکی‌صدیق" گزینه نهایی وزارت علوم
تصویب کلیات ساختار جدید "جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی"
ظریف: موضع جمهوری اسلامی در خصوص فلسطین اصولی و غیرقابل تغییر است
۱۹ مرداد؛ انتخاب شهردار تهران از بین ۵ نفر


اگر نحسی ۱۳ نگرفته باشدم باید تصمیم بزرگم را همین امسال اجرا کنم.یک واقعیتی را باید اعتراف کنم و اآن این است که از اینهمه غمگینی و افسردگی خسته شدم.همین که پسر های۱۸ساله از خودکشی حرف میزنند و دختران ۱۵ساله رویاهایشان را با سیگار می کشندبیانگر این است که هرچقدر هم اآزادی داشته باشیم و دنیا خوب باشد باز هم نمی توانیم از زندگیمان لذت ببریم.

همین الان با همه دوستان و خواننده های وبلاگ متروکه ام اتمام حجت می کنم که اگر دپرس هستید و افکار غالب شما را مرگ و بی اعصابی در بر گرفته همین حالا ضربدر قرمز اآن گوشه را بزنید و بیرون بروید.از اینکه میبینم وبلاگ بعضی هایتان بیشتر به ماتمکده تبدیل شده است احساس بدی دارم پس اگر اآدم ناامیدی هستید از من انتظار خواندن پست هایتان را نداشته باشید.راستش من اآنقدر ناراحتی و پوچی را دیده ام که دیگر تحمل هیچ فرد ناراحتی را نخواهم داشت.این یک حرکت از طرف من است...حداقل دوست دارم درمیان اینمهمه بدبخت(!)و ایرانی غر غرو انسان شادی باشم:)  


+شما را به چالش شاد بودن دعوت میکنم.سعی کنید خوشحال باشید:)هرچقدر هم که مفلوک و به قول دوستمان مغمومید




بعضی ها مثل اویند.مسرانه به تو میفهمانند که چاق شدن ترس ندارد





این روز ها که تصمیم گرفته ام انسان شادی باشم و مثل همه ادم های خوبی که دیده ام زندگی کنم یا اصلا همانی بشوم که همیشه بچگی هایم ان تصور را از خودم در نوجوانی داشتم یکهو یاد ادم هایی می افتم که ارزو هایشان به قدمت تاریخ آینده بود و من دیدمشان که زیر خروار ها خاک خوابیده اند و آرزوهایشان همچنان دست نخورده باقی مانده.من اشک هایی را دیدم که در چشمان مردمی جمع شد که هیچوقت صدای قهقه شان قطع نمی شد.من مردان باجذبه و پر ایهتی را دیدم که ناگهان غرورشان فرویخت و دربرابر همه زانو زدند.حتی ادم هایی را در خاطراتم مرور میکنم که زمانی فکر میکردم چه خوب است یکی از یهترین دوستانم باشند و بعد دیده ام که آنها رفته اند و هیچ نشانی از آنها ندارم حتی.بعد لبخند میزنم و میگویم هی!دختر جون..تو باید این نسل کشی رو تموم کنی.بخند:این شکلی( دهان به عرض شانه باز)

+حرف هایی که کیومرث پور احمد در خندوانه زد حرف دل خیلی از کوچه باغ های نجف آباد بود.اون مرد قصه زندگی کاج های چهار باغ رو تعریف کرد و هیچکس نفهمید که چی میگه.



صفحات سایت
i> http://pnuna.avaxblog.com/
  • http://wp-theme.avaxblog.com/
  • http://niushaschool.avaxblog.com/
  • http://miiniikatahamii.avaxblog.com/
  • http://sheydaw-amirhoseiwn.avaxblog.com/
  • http://akhbar-irani.avaxblog.com/
  • http://tanzimekhanevadeh.avaxblog.com/